مقدمه

رفتارهای مادرانه
رفتارهای مادرانه در حیوانات تحت تاثیر ارث، تجربه و عوامل هرمونی قرار دارد. در اکثر مواقع مادر با فرزند خود رابطه ای صمیمانه برقرار می کند. در عین حال برخی از حیوانات نسبت به بچه های خود رفتاری توامبا بی مهری دارند و ممکن است حتی به آنها حمله کنند. این موضوع در اسب و گوسفند به مراتب بیشتر از گاو و بز دیده می شود. برای نوزاد مدت زمانی بیشتری لازم است تا با مادر ارتباط برقرار کند و او را بشناسد(11).
توله خوک، سگ و گربه نه تنها با مادر بلکه با سایر توله ها نیز ارتباط برقرار می کنند.مادر برای زایمان و محافظت توله، لانه سازی انجام می دهد. این رفتار در خوکها به طور خیلی جدی و در گربه و سگها با شدت کمتری انجام می شود. دوران شیردهی به عملکرد هرمونها و غدد درون ریز، تعداد فرزندان، نحوۀ تغذیۀ مادر و مدیریت گله بستگی دارد.

رفتارهای مادرانه ماهیتی ناگهانی دارد. به عبارتی حیوانات تا قبل از زایمان به بازی، تغذیه و رفتارهای عادی خود مشغول است و به ناگاه بعد از تولد فرزندان به مراقبت از آنها و اعمال مادرانه مشغول می شود. رفتارهای پرخاشگرانۀ مادری هم امری موقتی بوده و به تدریج فروکش می کند.

رفتارهای مادرانه امری ذاتی است. به علاوه عوامل ژنتیکی و هرمونها عمده ترین نقش رادر شکل گیری رفتارهای مادرانه دارند به عنوان مثال در زمان زایش گوسفندان مقدار استروژن افزایش می یابد و مقدار پروژسترون کاهش پیدا می کند(10).
در میشهایی که در مرحلۀ آنستروس قرار دارند با تجویز داخل مهبلی پروژسترون می توان رفتارهای مادرانه را بوجود آورد. این نکته اهمیت هر دو عامل عصبی و هرمونی را نشان می دهد. جالب است که با همین روش می توان بره های غریبه را به کنار میش آورد، بدون اینکه رفتارهای تهاجمی در حیوان بروز کند.

یکی از محرکهای مهم برای رفتار مادرانه، بوی ترشحات مایع آمنیوتیک است. در چند آزمایش مجزا وقتی توله سگها را بلافاصله بعد از تولد از مادر جدا کردند، بدن آنها را شستشو دادند و بعد از سه ساعت به کنار مادر برگرداندند، تقریبا همۀ آنها توسط مادران پس زده شدند. اما وقتی دوباره بدن همین توله ها را با مایع آمنیوتیک خارج شده از رحم مادر آغشته کردند، ماده سگها آنها را پذیرفتند. وقتی توله ها با سزارین بدنیا می آیند مادر به بوی ترشحات آمنیوتیک دسترسی ندارد.
این نکته می تواند از علتهای پس زدن فرزندان بدنبال سزارین باشد.یادگیری نقش مهمی در شکل گیری رفتارهای مادرانه دارد. در پریماتهای عالی که در شرایط آزمایشگاهی و به طور مصنوعی تربیت شده اند، رفتارهای کادرانه بسیار ضعیف است و برعکس، برخی از نژادها رفتارهای قوی مادرانه از خود نشان می دهند. مثلا رفتارهای مادرانه در گاوهای گوشتی قویتر از گاوهای شیری است.

گروهی از رفتارهای مادرانه اکتسابی می باشد و مادر آنها را در زایمان اول خود فرا می گیرد و در زایش های بعدی بهتر به وظایف مادرانۀ خود عمل می کنند. معمولا اگر حیوان فرزند خود را از دست داده باشد، در زایمان بعدی مراقبت بیشتری از نوزادان به عمل می آورد. درصد پس زدن نوزادان در زایمان اول به مراتب بیشتر از زایمانهای بعدی است. زندگی حیوان در کنار انسان می تواند رفتارهای مادرانه را تغییر دهد یا اساسا اجازۀ بروز آنها را ندهد، چون گاهی اوقات نوزاد بعد از تولد تماسی با مادر ندارد و یا قاهی زمان از شیر گرفته شدن نوزاد به مراتب زودتر از زمان طبیعی است. در مورد برخی حیوانات اهلی مانند گاوهایی که در گاوداری های صنعتی نگهداری می شوند، ممکن است گوساله اصلا از شیر مادر تغذیه نشود. ارث میز جزو عوامل مهم در رفتارهای مادرانه می باشد. وجود ژنهای خاص برای رفتارهای مادرانه در موشها به اثبات رسیده است. موتاسیون در این ژنها باعث توقف عملکرد گیرنده های پرولاکتین و از دست رفتن بخش عمده ای از رفتارهای مادرانه و میل به خوردن جفت می شود. عملی که یک رفتار عادی بعد از زایمان در موش می باشد.

رفتارهای اجتماعی سگها و گربه ها باعث می شود  که در برخی مواقع یک سگ و یا گربه نسبت به بچه های حیوان همنوع خود حالت دفاعی و حمایت داشته باشد و در صورت نزدیک شدن یک فرد غریبه به آنها، از خود به شدت واکنش نشان دهد.

سیستم عصبی غددی، نقش کلیدی نه تنها در حفظ هموستاز کل بدن ، بلکه همچنین به عنوان پل ارتباطی بین  غدد درون ریز و پاسخ های خودکار به محرک های محیطی  و رفتاری است روشن است که نورواندوکرین مکانیسم های نظارتی تحت کنترل از ترکیبی از عوامل شامل زمینه های ژنتیکی ومحیط زیست را برنامه نویسی می کند. الگوی بیان ژن به طور فزاینده ای به ارائه اطلاعات در ژنوتیپ های مرتبط با رفتارهای خاص در حال حاضر استفاده می شود ، تعیین توالی ژنوم یک فرصت منحصر به فرد را برای روشن کردن سهم های ژنتیکی به غدد و فرآیندهای رفتاری و به بررسی تعامل بین عوامل ژنتیکی و محیطی فراهم می کند. اگر چه داروها می توانند استفاده شوند برای فعال و یا مهار کردن انتقال دهنده های عصبی و گیرنده های آنها اما به نظر می رسد که در دراز مدت عواقبی داشته باشد(6).

هورمون های دخیل در  بارداری و زایمان

Oxytocin

شناخته شده ترین هورمون زایمانی است که در اثر تحریک دهانه رحم و عضلات کف لگن و پرینه در طی مراحل زایمان ترشح می شود. که نه تنها باعث ایجاد انقباضات زایمانی می شود بلکه مادر را وارد دنیای مادری می کن، وی را از آنچه در بیرون می گذرد منفک و احساس آرامش را در وی ایجاد می کند. نام دیگر اکسی توسین، هورمون عشق است. هر جا صحبت از دوست داشتن باشد اکسی توسین حضور دارد. مثل خروج نوزاد، خروج جفت و خروج شیر. طی مراحل اول زایمان تحریک دهانه رحم بوسیله عضو نمایش موجب ترشح اکسی توسین و متعاقب آن انقباض رحمی می شود. پس اگر مادر در وضعیتی قرار گیرد که فشار وارده بر دهانه رحم بیشتر باشد دردها منظم تر و بهتر خواهد شد به همین دلیل پوزیشنهای upright (وضعیت های قائم) توصیه می شود. در مرحله دوم فشار به عضلات کف لگنی، واژن و پرینه است که موجب توشح اکسی توسین می شود.

البته تفاوت عمده که بین اکسی توسین صناعی و اکسی توسین که از هیپوفیز ترشح می شود این است که اکسی توسین صناعی (اصطلاحا به آن آمپول فشار گفته می شود) از سد خونی مغز عبور نمی کند و به گیرنده های مغزی متصل نمی شود. در نتیجه تاثیرات رفتاری ندارد. در ضمن استفاده از اکسی توسین صناعی جهت القا و تسریع لیبر به دلیل دائمی انفیوز شدن آن باعث تاثیرات سوء روی جنین و مادر می شود. شاید سیر لیبر کوتاه شود اما دردها فوق العاده شدید هستند و مادر فرصت تلفیق پیدا کردن با دردها را ندارد(8).

B.endrophin

مورفین طبیعی بدن که صد برابر بیشتر از مورفین صناعی اثر ضد درد دارد همزمان با ترشح اکسی توسین ضربانی مترشحه از هیپوفیز طی لیبر طبیعی دردها افزایش می یابد و متعاقب افزایش دردها اندروفین هم افزایش می یابد. اوج ترشح اندروفین در فاز ترازیشنال (آخر فاز فعال، در بخش مراحل مختلف زایمان توضیح داده خواهد شد) است که موجب توانایی مادر در تحمل دردهای شدید این مرحله می شود. ولی اکسی توسین صناعی انفوزیون شده و افزایش آدرنالین بر اثر ترس و درد و اضطراب مادر مانع ترشح هورمون اندروفین می شود.

Adrenalin

هورمون دیگری که در سیر لیبر نقش عمده ایفا می کند آدرنالین یا هورمون استرس است که در اثر اضطراب و ترس، گرسنگی، هیجان ، استرس ترشح می شود. ترشح آدرنالین نقش مهاری در ترشح اکسی توسین دارد. متاسفانه افزایش آدرنالین خیلی سریع صورت می گیرد و بالعکس خیلی میزان آن در خون خیلی کند کاهش می یابد. بنابراین نقش عوامل محیطی که بدان خواهیم پرداخت در سیر لیبر بسیار بسیار حائز اهمیت است.

Prolactine

که بدان هورمون مادری یا هورمون استقامت نیز گفته می شود حین یک زایمان بدون مداخله، خوشایند و آرام نیز شروع به ترشح می کند و کمک می کند تا مادر تجربه ای قدرتمند از زایمان خود داشته باشد و ارتباط نیز با خود نوزاد پیدا کند

اکسی توسین

اکسی توسین یک نانوپپتید است که در هسته های مجاور بطنی و فوق بصری هیپوتالاموس ساخته می شود. این پپتید در بیشتر نورونهای ارسالی به نواحی مغزی بویژه جایگاههای اتصال دیده شده است و احتمالا هورمون توانمندی برای فعالیت نورو پپتیدهای ایجاد کننده رفتارهای جنسی نیز محسوب می گردد

اکسی توسین از هورمون هایی است که به عنوان یک میانجی در رفتار ها اجتماعی در حیوانات و انسان  ظاهر می شود.مطالعات مختلف نشان داده که اکسی توسین مسبب رفتار های دوست داشتن و رفتار های احساسی والدینی و مادرانه است.این هورمون در انسان سبب ایجاد رفتار های اجتماعی مانند حس اطمینان و حس همدردی و یکدلی می شود. این هورمون برانگیزاننده احساسات اجتماعی است، بطوری که زمانی که ارتباط شخص مثبت است هورمون اکسی توسین موجب تقویت رفتارهای مثبت اجتماعی می شود و زمانی که این ارتباط منفی است این هورمون احساسات منفی را تقویت می کند.
مطالعاتی که پیش از این انجام شده نشان می دهد،‌ هورمون اکسی توسین تاثیر مثبتی بر روی احساسات مثبت دارد.
در یک مطالعه افرادی که هورمون اکسی توسین استنشاق کرده بودند، احساسات ایثارگرانه از خود بروز دادند. گمان می رود این هورمون در ایجاد ارتباطات میان افراد نقش مهمی ایفا می کند. اکسی توسین ( oxytocin ) که گاهی « ماده شیمیایی آغوش » نامیده می شود.بیش از همه به نقشی که در ایجاد انقباض حین زایمان و کمک به شیردهی نوزاد دارد شناخته می شود. دانشمندان اکنون بر این باورند که هر دوجنس هنگام آغوش و نوازش این هورمون پرورشی را ترشح می کنند و میزان آن در زمان ارگاسم ( اوج لذت جنسی ) به اوج می رسد(5).

 

اکسی توسین نیاز به در آغوش گرفتن را در عشاق بوجود می آورد و سبب می شود که تماس نزدیک با جفت افزایش یابد.


این در حالی است که مطالعات سایر محققان بر روی جوندگان نشان داد که این هورمون با پرخاشگری نیز ارتباط دارد.
محققان در این مطالعه تاثیر این هورمون را بر احساسات اجتماعی منفی بررسی کردند. در گذشته تصور بر این بود که اکسی توسین تنها سبب ایجاد رفتار دوست داشتن می شوداما مطالعات جدید نشان داد که این هورمون حتی سبب بروز رفتار خشم و غضب نیز می شود.همچنین ارتباط تنگاتنگی میان رفتار های پر تلاشانه مادرانه و این هورمون پیدا شده است.این یافته ها بیان کرد که این هورمون به عنوان هورمون دوست داشتن زیر سوال رود.اکنون به این سوال پرداخته می شود که آیا این هورمون سبب ایجاد رفتار های عشق ورزیدن و دوست داشتن در جانوران و انسان است یا نمی تواند باشد.اکسی توسین یا (OT) هورمونی است که نقش اساسی در زایمان و تولید شیر بازی می کند.از نقش های فرعی این هورمون می توان به ایجاد رفتار های اجتماعی اشاره کرد.(OT) از 9 اسید آمینه که با پل های سولفیدی بین دو سیستئین تشکیل شده است.این پیوند های دی سولفیدی ساختار حلقوی شکل با 6 اسید آمینه را در پروتئین ایجاد می کنند.این هورمون عمدتا از نورون های پاراونتریکولار و هسته های سوپراپتیک در هیپوتالاموس ترشح و تولید می شود.سپس از طریق پایانه های آکسونی نورونی به هیپوفیز خلفی منتقل می شود.مقدار کمی از این هورمون برای آزاد سازی به هسته های پری اپتیک میانی و آمیگدال جانبی می رود.اکسی توسین آزاد شده در مغز در حکم یک میانجی در رفتار های مختلف مغزی نقش خود را ایفا می کند.(OT) در مسیر انتقالی خود به سمت هیپوفیز خلفی به شکل پره پرو هورمون می باشد.این پره پرو هورمون شامل سیگنال پپتید،نورو هورمون اکسی توسین و نوروفیزین است.ساختار اکسی توسین بسیار مشابه هورمون وازوپرسین یا (VP) است.تفاوت این هورمون ها در ژن کد کننده این هورمونها روی کروموزوم می باشد.اما توصیفات نشان می دهد که این دو عملکردی عکس یکدیگر دارند.ای هورمون ها در مهره داران و ماهی استخوانی اهمیت بسزایی دارند به طوری که در همه گونه ها  در رفتار های اجتماعی آنها نقش ایفا می کنند.این هورمون ها در جانوران مختلف همتاهایی دارند که با اسامی مختلف ولی عملکرد های تقریبا یکسان هستند. نمودار زیر نمایشی از همتاهای این دو هورمون است(8و7):      

 

یک رسپتور برای اکسی توسین با نام (OTR) شناخته شده است، این گیرنده در بافت های محیطی مثل تیموس ، قلب و ارگان های تولید مثلی حضور دارد.این گیرنده همچنین پراکندگی زیادی در اعصاب مرکزی  و مراکزی که مربوط به رفتار های مادرانه ، تولید مثلی و تطابق با محیط   و در سیستم عصبی اتونومیک دارد. ساختار های مغزی با سطوح بالای بیان زیاد گیرنده اکسی توسین در انسان  شامل جسم فشرده نیگرا، هسته های قاعده ای مینرت، هسته های کناری جانبی، بخش هایی از هسته های منزوی و ماده ژلاتینی هسته های سه قلو.الگوی پراکندگی (OTR) در جانوران مختلف متفاوت است.بررسی ها نشان داد که در رت الگوی پراکندگی در طول زمان با تکامل این جانور تغییری نکرده است(6).

مکانیسم اثر اکسی توسین شامل دو مورد می‌باشد:

  1. اثر اکسی توسیک: این دارو باعث افزایش نفوذپذیری میوفیبریل‌های رحم به سدیم می‌شود و به طور غیرمستقیم باعث تحریک انقباض عضلات صاف رحم می‌گردد.

2.      اثر محرک شیر: بوسیله انقباض سلولهای میواپی تلیال اطراف آلوئول‌های پستان، این دارو شیر را، از آلوئول‌ها به مجاری بزرگتر هدایت می‌کند.

  • فارماکولوژی کاتزونگ: اکسی توسین یکی از هورمون‌های هیپوفیز خلفی است، که شکل دارویی آن به صورت وریدی جهت القاء یا تقویت زایمان به کار می‌رود. همچنین به صورت اسپری جهت تحریک تراوش شیر استفاده می‌گردد، زیرا می‌تواند موجب انقباض عضلات صاف موجود در سلول‌های میواپیتلیال غدد پستانی شود.

تحریک گیرنده‌های اکسی توسین باعث افزایش IP۳ (اینوزیتول تری فسفات) و نهایتا انقباض عضله رحم و سلولهای میواپی تلیالی آلوئول‌های پستان می‌شود

نقش اکسی توسین در رفتار های مادرانه

بررسی ها در سال های اخیر نشان داد که اکسی توسین تنها کنترل رفتار های تولیدمثلی و شیر دهی را بر عهده ندارد بلکه در بروز رفتار های اجتماعی نیز دخیل است.تغییرات رفتاری مادر بعد از زایمان برای بقای نوزادان مهم تلقی می شود.نشان داده شده که این هورمون و رفتار نه تنها درجنس مونث بلکه در جنس مذکر هم دیده می شود.نوزادان پستاندار به سیستم های عصبی پیشرفته برای پیدا کردن غذا و جواب به تحریک های محیطی دارند همچنین به مادر برای حمایت و غذا و گرما نیاز دارند.اکسی توسین هورمونی است که رفتار های مادرانه را در مادر القا می کند.در موش قبل از زایمان میزان اکسی توسین در بخش هایی از مغز افزایش می یابد.در هسته های سوپراپتیک، بخش هایی از تنه مغز، منطقه پری اپتیک میانی، پیاز بویایی و هسته های تخت پایانه های مرزی(6).

 

هورمون اکسی توسین و تاثیر آن بر مادر و نوزاد

استفاده از روش شیردهی رفتن به سمت سینه مادر که بلافاصله پس از زایمان انجام می‌گیرد، باعث به حداکثر رسیدن ترشح هورمون عشق در مادر می‌شود که در نتیجه منقبض شدن رحم، سریع‌تر خارج شدن جفت و نیز کاهش میزان خونریزی پس از زایمان مادر را موجب می‌شود.

در این روش، نوزاد بلافاصله پس از زایمان روی شکم مادر قرار داده می‌شود و قادر است به سمت سینه مادر حرکت کرده و خود نوک سینه مادر را پیدا کند و نیز تصمیم بگیرد که چه زمانی تغذیه از سینه مادر را آغاز کند. از آنجا که نوزاد صدای قلب مادر خود را می‌شناسد، این روش موجب ایجاد آرامش در نوزاد می‌شود.

لذا زمانیکه ترشح این هورمون افزایش می‌یابد به پیوستگی و همبستگی مادر و نوزاد کمک می‌کند.

بیان گیرنده های اکسی توسین قبل از زایمان و تا 12 ساعت پس از زایمان کاهش می یابد.در این زمان بیان اکسی توسین افزایش چشم گیری می یابد.رت در هنگام تولد نوزاد شروع به تیمار کردن و لیسیدن نوزاد می کند این مسئله با بیان گرنده های اکسی توسینی در مناطق مذکور رابطه دارد. با تزریق آنتا گونیست های اکسی توسین به موش مشخص شد که رفتار های مادرانه در آن مشاهده نمی شود.همچنین با تزریق اکسی توسین رفتار های مادرانه تشدید شد.اما اکسی توسیندر موقع زایمان چگونه نقش ایفا کرد به این شکل که در ابتا مقدار آن کم با تحریکات واژن در هنگام زایمان (VCS) به حد اکثر مقدار خود رسید و در 30 دقیقه بعد از زایمان مقدار آن کاهش می یابد.نمودار زیر بیانگر این مطلب است(2و1).

 

 

افزایش رفتار لیسیدن نوزاد پس از زایمان و تیمار کردن و شیر دادن به آن سبب افزایش گیرنده های استروژنی و افزایش حساسیت به استروژن  در مناطق پری اپتیک میانی شده که این عمل سبب بالا بردن باند شدن با رسپتورهای اکسی توسین است.این اعمال سبب ایجاد رفتار مادرانه می شود.

 

نقش هورمون های استرس در بروز رفتار های مادرانه

استرس واکنش طبیعی موجود زنده در مقابل محرکهاي خارجی وداخلی است که سبب به هم خوردن تعادل زیستی میگردد. از زمانهاي قدیم به وضوح مشخص بوده که حالتهاي هیجانی در مادر ممکن است روي جنین تاثیرگذار باشد و اثرات زیان آوري را براي فرزندان به دنبال داشته باشد و باعث بیماریها یا آسیب هاي سایکولوژیک زودرس و یا دیررس در زندگی نوزاد گردد. مکانیزمهائی که باعث انتقال استرس از مادر باردار به جنین م یشوند شامل انتقال هورمونهاي استرس مادري از طریق جفت، آزاد شدن هورمونهاي جفتی بدنبال استرس مادري و اثرات القائی استرس جنینی بر روي جریان خون جفت می باشد

CRHهورمون آزاد کننده کورتیکوتروپینAVP آرژنین وازوپرسین . ACTH( آدرنوکورتیکوتروپین  (و هورمونهاي گلوکوکورتیکوئید یعنی کورتیزول β آندروفین ( (β-E  درانسان و پریمات ها و کورتیکوسترون در جوندگان از جمله

هورمونهائی هستند که بدنبال استرس ازمحور HPA ترشح می شود و پاسخهاي استرسی را بوجود می آورند. پپتیدهاي

اوپیوئید قبیل β-E و  ACTH به تنظیم فیدبکی آزاد شدن در پاسخ به استرس کمک می کند که این عمل به   CRH

در هسته هاي CRH وسیله عمل مستقیم بر روي ترمینال صورت می گیرد.از دیگر سطوح ( PVN ) پاراونتریکولار رسپتورهاي گلوکوکورتیکوئید HPA تنظیم فیزیکی محور میباشند که دو نوع از رسپتورهاي گلوکوکورتیکوئید شناسائی بدنبال استرس مادري و بالا رفتن میزان هورمونهاي محور HPA در مادر اثرات مختلفی بر روند تکامل نوزادان بوجود می آید که یکی از موارد عمده آن عدم تنظیم محور HPA می باشد، بالا بودن گلوکوکورتیکوئیدها در  گردش خون جنین تغییرات رفتاري، بخصوص تغییرات در رفتارهاي جنسی را نشان داده است بطوریکه با تزریق روزانه دگزامتازون در هفته آخر بارداري رفتار جنسی مخالف در رت  هاي نر مشاهده شده است. نورونهاي پیرامیدال هیپوکامپ داراي غلظت بالایی از رسپتور هاي گلوکوکورتیکوئید هستند که به افزایش کورتیزول خون حساس هستند و این رسپتورها به وسیله استرس یا گلوکوکورتیکوئیدهاي اگزوژنوس تحلیل میروند )کاهش 70% از رسیتورهاي I و کاهش30% از رسیتورهاي   (Ill نوع در آنجا که هیپوکامپ یکی از عوامل تنظیم محور هیپوتالامیک استرس ایجاد شده با تغییر در حساسیت رسپتورها و میزان رسپتورها و همچنین اثر هاي نوروتوکسیک روي سلولهاي HPA هیپوکامپ باعث اختلال در تنظیم محور نیز می گردد.

لذا با توجه به گشترش روز افزون استرسهاي محیطی و تنش هاي ناشی از زندگی شهر نشینی، پژوهشی در خصوص

تاثیرات این عوامل بر سازوکارهاي فیزیولوژي ضروري به نظر می رسد. هدف از این تحقیق بیشتر در این راستا و به منظور بررسی اثرات استرس بی حرکتی مادران حامله بر ویژگی هاي رفتاري و سیتولوژیک مغز) هیپوکامپ( نوزادان و بالغین بوده است.

 

حاملگی غالبیت نیمکره اي درفعالیت دوپامین مغز و افزایش ریسک براي افسردگی و هیجان را در نوزادان افزایش می دهد. همچنین اثرات استیل کولین بعنوان نوروترانسمیتري که در کنترل حرکتی و به احتمال زیاد بعنوان تعدیل کننده اثرات دوپامین نقش ایفا میکند نیز حائز اهمیت است میزان آزاد شدن استیل کولین هم در هیپوکامپ با حالات هیجا نی در ارتباط می باشد.آزاد شدن استیل کولین هیپوکامپی تا حد زیاد در رت هایی که در دوران جنینی استرس دیده اند نسبت به گروه کنترل بالاست و تکامل سیستم کولینرژیک در گروه استرس دیده داراي تغییراتی م یباشد که این تغییرات هم به نوبه خود باعث افزایش پاسخ می گردد . این تغییرات به دلیل نقش آن در محور HPA مراحل اولیه تکامل کورتکس و تمایز کورتکس می تواند روندهاي مربوط به یادگیري و شناخت جاندار را تغییر دهد.همچنین نشان داده شده است که سروتونین یکی دیگر از عوامل موثر در تکامل طبیعی کورتکس حسی حرکتی م یباشد و افزایش بیش از اندازه سروتونین که بدنبال استرس جنینی گزارش شده است می تواند در مراحل اولیه تکامل اختلال ایجاد کند(3و9).

 

پرولاکتین

پرولاكتين نام هورموني است كه در طول دوران بارداري از قسمت جلويي غده هيپوفيز مادر ترشح شده و موجب مي‌شود تا بافت‌ پستان تكامل يافته و شير در آن توليد شود. طي بارداري، غده هيپوفيز مادر پرولاكتين زيادي مي‌سازد (10 برابر حالت عادي) و پس از تولد كودك با مكيدن ممتد پستان‌ها، غده هيپوفيز را همچنان تحريك مي‌كند كه به ساخت پرولاكتين ادامه دهد

این هورمون در سلولهای لنفوسیتT و B یافت شده و حتی فراتر از اون اینکه کفایت سیستم ایمنی تا حد قابل ملاحظه ای به سلامت تولید پرولاکتین وابسته است به این مفهوم که ممکنه با کمبود پرولاکتین احتمال ایجاد و تشدید بیماریهای عفونی بیشتر بشه ( چیزی که در موش ها ثابت شده) . دلیل دیگر دخالت پرولاکتین در پروسه ایمنی اینکه یکی از داروهایی که برای مهار مسائل ایمنی و خود ایمنی هنگام پیوند عضو استفاده می شود برومو کریپتین است... البته این مسائل به این مفهوم نیست که در افراد سالمی که فقط مشکل کمبود پرولاکتین دارند مشکلات کمبود ایمنی وجود خواهند داشت...

در کودکان نارس , چندین مطالعه نشان داده که کمبود پرولاکتین با بیشتر شدن مرگ و میر نوزادان ارتباط داشته.مکانیزم دقیق آن مشخص نیست اما ممکنه پرولاکتین در تولید مایع سورفاکتانت ریه که بطور طبیعی مانع رویهم افتادن ریه می شود... دخالت داشته باشد و همینطور در گردش آب بدن و همینطور در ناهنجاریهای مادرزادی گوارشی.

از نظر آماری کمبود پرولاکتین مسئله شایعی نیست و جز در موارد سندرم شیهان در موارد دیگر خیلی کم دیده می شود
 در بالغین تاثیر چندانی درطول عمر افراد ندارد اما در نوزادان نارس باعث افزایش مرگ و میر است
 در همه نژاد ها به یکسان دیده می شود.بالینی این مشکل صرفا در زنان دیده می شود اما از نظر آزمایشگاهی آمار این مسئله در مردان و زنان یکسان است
 از نظر سنی , چیزی شبیه تمام بیمارانی هست که دچار کمبود هورمون های هیپوفیز است... با اینحال در زنان به علت همان سندرم شیهان بیشتر در سنین حول و حوش بارداری هست
 علل کمبود هورمون پرولاکتین تقریبا همان موارد کم کننده هورمون های غده هیپو فیزی است

گونا دوتروپین ها ( LH, FSH)
هورمون رشد
هورمون محرک غده هیوفیز برای تحریک ترشح هورمون تیروئید (TSH)
محرک تولید هورمون غده آدرنال
خود پرولاکتین ( کمبود پرولاکتین جز در موارد سندرم شیهان نادر است)

علل داروئی و طبی :
تزریق وریدی دوپامین- ترکیبات ارگو- pyridoxine- و مدر ها .نیکوتین نیز باعث افت پرولاکتین می شود
در کسانی که دچار بیماریهای خوردن نیز هستند گاه به گاه مشکلات کمبود پرولاکتین دیده می شود.

در حالت طبيعي، تنها وقتي كه افزايش پرولاكتين را داريم، دوران شيردهي است و اگر در مواقع ديگر مشاهده شود، بايد به دنبال بيماري خاصي بگرديم. از جمله مشكلاتي كه مي‌تواند به افزايش پرولاكتين منجر شوند: وقتي تشكيل توموري در همان ناحيه از هيپوفيز در مغز بوده و سلول‌هاي طبيعي كه پرولاكتين مي‌ساختند، تغيير شكل يافته و به تومور تبديل شدند (پرولاكتينوما) و بي‌دليل هورمون مي‌سازند. گاهي سلول‌هاي تومور خودشان پرولاكتين نمي‌سازند اما به دليل اثر فشاري ناحيه ديگر ترشح هورمون پرولاكتين صورت مي‌گيرد. بيماري‌هاي مزمن مانند نارسايي كليه و يا بيماري مزمن كبدي، مصرف برخي داروهاي اعصاب و يا مصرف قرص استروژن نيز گاهي سبب افزايش پرولاكتين مي‌شود. بيماري‌هايي مانند كم‌كاري اوليه تيروئيد يا برخي مواقع ضربه يا ترومايي كه به قفسه سينه وارد شود، در افزايش پرولاكتين موثر است. به هر حال وجود هر كدام از اين مسايل مي‌تواند علايمي دال بر افزايش پرولاكتين در خون بدهد. اين علايم عبارتند از: اختلال عادت‌هاي ماهيانه به صورت پريود نامنظم و يا قطع عادت ماهيانه، با اينكه فرد حامله نيست و گاهي حتي مجرد است، ترشح شير از پستانش دارد، وجود موهاي زايد در صورت به همراه جوش صورت. اگر هورمون پرولاكتين در مردها افزايش يابد، موجب كاهش ميل جنسي در اثر كاهش سطح هورمون‌هاي جنسي (تستوسترون) شود.

 

مطالعات متعدد حاكي از دخالت هورمونهاي جنسي در اكثر پديده هاي فيزيولوژيك همچون يادگيري، حافظه،

درد، اضطراب، و فعاليت حركتي است . از آنجا ييكه اعمال هورموني از طريق سيستمهاي نو روترانسميتري و مراكز متعدد مغزي ميانجي گري مي شود، همواره اثر ات آنها  بطور كمي و كيفي بين جنس ها متفاوت است بررسيها با توجه به نقش هورمو نهاي جنسي در تمايزات جنسي مغز و دليل عمده در تفاوتهاي جنسي، نشان مي دهد كه جنس نر و ماده داراي دو شكلي جنسي در سيستمهاي نوروترانسميتري، حساسيت، پاسخ دهي به تركيبات شيميايي و دارويي و بروز بيماريها و اختلالات رواني در جنس نر وماده مي باشند . بنظر مي رسد كه سطوح هورموني در گردش خون در نرها و ماده ها روند فيزيولوژيك مغز را به شكل ي متفاوت تحت تأثير قرار مي دهد. نتايج بدست آمده نشان مي دهد كه عصاره بابونه در جنس نر و ماده بطور متفاوت عمل مي كند و اين اختلاف مي تواند ناشي از تفاوتهاي جنسي در سطح مغز و سطح هورموني باشد كه در يك محدوده وابسته به جنس فعاليت حركتي را در جنس نر كاهش و در جنس ماده افزايش مي دهد. تصور مي شود عصاره بابونه از طريق اثرات استروژنيك ، با تحت تأثير قرار دادن سيستم دوپامينرژيك، فعاليت حركتي را در موش ماده افزايش و اثر استراديول را تقويت كند. ضمن اينكه بنظر مي رسد عصاره بابونه در حضور پروژسترون و توأم با استراديول و پروژسترون در دوزهاي فارماكولوژيك تداخل اثر دارد. بنابراين جهت روشن شدن بيشتر موضوع پيشنهاد مي شود اثر عصاره گل بابونه بهمراه آنتاگونيست گيرنده هاي استروژني و سيستم دوپامينرژيك و گابا ارژيك در

موشهاي نر و ماده بررسي و مورد مقايسه شود(5).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


References:

 

1.    Calatayud.F, Coubard.S, Belzung.C, Emotional reactivity in mice may not be inherited  but influenced by parents (2004)

 

 

2.    Champagne.f, Meaney.M, Transgenerational Effects of Social Environment on Variations in Maternal Care and Behavioral Response to Novelty (2008)

 

3.    Francis.D, Diorio.J, Liu.D,. Meaney.j, Nongenomic Transmission Across

       Generations of Maternal Behavior and Stress Responses in the Rat,( 1999)

 

4.    GARDIER.R  AND BOURIN.M, Appropriate use of ‘knockout’ mice as models of depression or models of testing the efficacy of antidepressants (2001)

 

5.    Kesmati M, Raei. H, Zadkarami. M, Comparison between sex hormones effects on locomotor activity behavior in presence of matricaria chamomilla hydroalcholic extract in gonadectomized male and female adult mice (1385)

 

6.    Kim.P, Leckman.J, Mayes.L, Feldman.R,Wang.X and Swain.J, The Plasticity of Human Maternal Brain: Longitudinal Changes in Brain Anatomy During the Early Postpartum Period (2010)

 

 

7.    Lévy.F, Keller.M, Olfactory mediation of maternal behavior in selected mammalian species (2008)

 

 

8.    Lightman S. L, Insel T. R and Ingram C. D. New genomic avenues in behavioural

          Neuroendocrinology,( 2002),

 

9.    Moberg.K, Petersson.M, Oxytocin, a Mediator of Anti-stress, Well-being,Social Interaction, Growth and Healing

 

10. Palanza.P, Howdeshell.K, Parmigiani.S  and vom Saal.F, Exposure to a Low Dose of Bisphenol A during Fetal Life or in Adulthood Alters Maternal Behavior in Mice (2002)

 

11. Schutte.I, van Honk.J, Oxytocin and the social brain (2011)

 

+ نوشته شده توسط پریسا رامرودی- فوق لیسانس فیزیولوژی در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 11:48 |


Powered By
BLOGFA.COM