X
تبلیغات
کلیه مقالات مرتبط با فیزیولوژی انسانی - افسردگی پس از زایمان یا (Postpartum Depression:PPD)

افسردگی پس از زایمان  اختلالی است که که در برخی زنان، در4 الی 6 هفته پس از زایمان بروز کرده و عموما در10 تا 15% از زنان مشاهده می شود. این عارضه در اکثر موارد به صورت پنهان باقی می ماند.این گروه از مادران در صورت عدم درمان دچار کمپلکسی از رفتار های غیر معمول و خطرناک با نوزاد دارند.از جمله این رفتار ها می توان به احساس نفرت و کینه نسبت به نوزاد و حتی کشتن نوزاد یا خودکشی اشاره کرد.از جمله نشانه های آن می توان به گریه زیاد مادر، عدم تحرک، کاهش رفتار های مادرانه و رفتار های اجتماعی ، احساس گناه و شرم ، خوابیدن زیاد یا حتی کم خوابی اشاره کرد(7) .عوامل متعددی می توانند باعث بروز این عارضه گردند.در این میان می توان به اختلالات هورمونی و کاهش یکسری از عناصر ضروری بدن اشاره کرد.مشخص شده مقدار هورمون های جنسی شامل پروژسترون ، استروژن ، تستوسترون و هورمون های دخیل در بارداری مانند پرولاکتین، گنادوتروپین جفتی، اکسی توسین و بخشی از هورمون های کورتیزولی ، تیروئیدی(به این دلیل که استرس هورمون محسوب می شوند پس از زایمان کاهش می یابند) و بتا اندروفین ها دچار تغییر می شوند (6).علاوه بر اینها عواملی چون آهن، روی، منیزیم و مس نیز به عنوان تابعی که تغییرات را می پذیرند در نظر گرفته می شوند(8).تحقیقات نشان می دهد که این عناصر علاوه بر این که اثراتی روی سیستم عصبی دارند می توانند کاهش این ها می تواند در بروز افسردگی پس از زایمان (PPD) نقش بسزایی را ایفا کنند.هورمون پرولاکتین که وظیفه خروج شیر از پستان مادر را بر عهده دارد پس از زایمان افزایش یافته و با تحریک نوک پستان مادر این ترشحات بیشتر شده تا شیر در دسترس نوزاد قرار گیرد.اکسی توسین نیز هورمونیست که سبب انقباضات رحمی در موقع زایمان شده و در واقع سبب خروج نوزاد و پدیده زایمان می گردد.مقدار این عامل نیز دربعد زایمان افزایش می یابد که این افزایش سبب بروز رفتار مادرانه در مادر می گردد (6).
 

 

کلمات کلیدی: افسردگی پس از زایمان، نقش میکرو المنت ها در بروز افسردگی، PPD، نقش هورمون های جنسی در بروز افسردگی

 

 

معرفی

نقش آهن در بروز افسردگی

اولین عنصر ضروری  بدن آهن است که در بسیار واکنش های فیزیولوژیک و فیزیکوشیمیایی  بدن دخالت دارد.این عنصر در سراسر سلول های بدن از جمله مغز به شکل های مختلف پخش شده است.این عنصر در تشکلاتی چون هموگلوبین، میوگلوبین، آنزیم های اکسیداتیو و در پروتئین های زنجیره تنفسی مشاهده می شود.همچنین بیش از 30% از این آهن به صورت فریتین و هموسیدرین در کبد، طحال و مغز استخوان ذخیره شده است.آهن توسط پروتئین های ترانسفرین در خون انتقال می یابد.آمار ها نشانمی دهد که چیزی در حدود 50% از زنان دنیا دچار کمبود آهن می باشند.میزان نیاز روزانه یک زن بین سن 19 تا 50 سال به آهن mg 18 در روز می باشد.در صورتی که میزان آن در بدن از مقدار نرمال کمتر باشد فرد دچار آنمی خواهد بود.تحقیقات نشان می دهد که رابطه معنی داری بین آنمی و افسردگی وجود دارد.در واقعع یک رابطه منفی بین غلظت هموگلوبین و افسردگی نشان داده شده است.با کاهش یا فقر آهن در یک زن خطر ابتلا به افسردگی پس از زایمان را افزایش میدهد (2).در حقیقت کاهش سطوح فریتین درسرم خون این عارضه را تشدید می کند.همچنین آهن یکسری کارکرد های مغزی را نیز کنترل می کند که این عملکرد ها در ارتباط با عارضه مذکور می باشد.چراکه آهن کوفاکتوری برای ساخت بسیاری از نوروترانسمیتر های اساسی مغز و برای رند میلینه کردن نورون ها در نخاع و ماده سفید لازم است.کاهش آهن سبب افزایش بی تحرکی ، گیجی، احساس رخوت و بی حالی خواهد شد (5).

 

 

نقش روی در افسردگی

بعد از آهن دومین عنصر ضروری بدن است.هرچند نیاز بدن به این عنصر زیاد نیست اما همین مقدار کم بسیاری از واکنش های بیوشیمیایی بدن را کنترل می کند.روی در ساخت بیش از 300 نوع  آنزیم از جمله ریبونوکلئیک پلی مراز، الکل دهیدروژناز، کربونیک انهیدراز و آلکالین فسفات نقش دارد(6).این عنصر همچنین در افزایش کیفیت دستگاه ایمنی، کنترل سطح استرس و متابولیسم انرژی بدن، کیفیت دستگاه تناسلی، کمک به بهبود پوست و جلوگیری از آکنه و جلوگیری از افت فشار خون  نقش های اساسی را ایفا می کند.روی از طریق سیستم سینرژستیک با همکاری تیامین (از ویتامین های خانواده B) و منیزیم توانست زمان بی حرکتی در موش را کاهش دهد و سبب تخفیف علائم افسردگی در موش شد (5).منیزیم نیز از جمله عناصر ضروری بدن است که در بسیاری از واکنش های بیوشیمیایی بدن نقش دارد.تحقیقات زیادی روی میزان منیزیم و بیماری های روانشناختی شده است.کاهش این عنصر با  افزایش (PPD) رایطه دارد به طوری که بیشتر افراد مبتلا به (PPD) دارای منیزیم پایینی بودند. درطی دوره بارداری جنین و جفت از مادر منیزیم دریافت می کنند.در صورتی که این میزان منیزیم توسط مادر جایگزین نگردد بعد از زایمان مادر مبتلا به (PPD) خواهد شد (4).

 

نقش هورمون های جنسی زنانه در بروز افسردگی

 

تحقیقات نشان می دهد که هورمون های جنسی استروئیدی مانند استروژن و پروژسترون می توانند در ایجاد خلق و خو در زنان تاثیر بالینی داشته باشند.نوسانات هورمونی در چرخه زندگی هر زن ممکن است که او را دچار بروز رفتار های مختلف کند (3).افزایش این هورمون ها در طول دوران  بارداری و کاهش ناگهانی آ ن در دوره بعد از زایمان سبب ایجاد رفتار های نسبتا نامطلوب در آن ها می شود.نوسانات هورمونی نقش بسزایی را در ایجاد افسردگی ایفا می کنند.در واقع این یک حقیقت است که زنان در معرض ابتلای بیشتر نسبت به مردان اند.این قطعیت با توجه به آزمایشات و بررسی های متعدد هورمونی در دو جنس زن و مرد خود را نشان داد.مکانیسم  بیولوژیکی هورمونها بر دستگاه عصب مرکزی نشان داد که این ها در ساخت نوروترانسمیتری اساس که احساس لذت و سرخوشی را ایجاد می کند دخیل اند. از سروتونین به عنوان یک آنتی دپرس یاد می شود این عامل از هسته های رافه در مغز میانی ترشح شده و دارا ی گیرنده های مختلف است و بر روی قسمت های مختلف مغز تاثیر دارد. سیستم لیمبیک ، هیپوکامپ و قشر بینایی در ایجاد احساسات و نوع احساس دخیل اند.کاهش این عامل سبب از طریق مناطق مذکور سبب بروز افسردگی می گردد. ازمایش روی آگونیست ها و آنتا گونیست های سروتونین این دلایل را تائید می کند.همچنین هورمون های جنسی در مکانیسم های اعصاب دوپامینرژیک و نور آدنرژیک دخیل اند.این اعصاب مسئولیت سرکوب افسردگی را بر عهده داند (1).هورمون های جنسی از طریق محور هیپوتالامیک.هیپوفیز آدرنال سبب سرکوب فعالیت های استرسی و تنشی شده و در واقع به نوعی افسردگی را کاهش می دهند.با کاهش ناگهانی هورمون های جنسی در بعد از زایمان مکانیسمی از تهیج نوروترانسمیتر های افراطی در مغز ایجاد که سبب عدم سرکوب بسیاری از فاکتور های افسردگی می شوند.از جمله می توان به گابا اشاره نمود.

در فاز لوتئال قاعدگی که یک مرحله بین تخمک گذاری و خونریزیست بیشترین میزان خلق و خوی بد و ناهنجار در زنان مشاهده می شود.که این در ارتباط با افزایش میزان مونو آمین ها  در مغز و افزایش مهار نورونی در ارتباط است.به منظور کاهش این عللائم فوق پس از زایمان می توان از هورمون درمانی بهره جست.استفاده از کمپلکس های حاوی استروژن و پروژسترون  به صورت خوراکی ، تزریقی (ترانسس درمال یا ترانس واژینال) کمک شایانی را در درمان بیماران نموده است (1و6).

نتیجه گیری

افسردگی پس از زایمان یک بیماری روانی است که باعث بی خوابی ، اضطراب ، احساس غم و اندوه شدید و ناامیدی ، و سایر علایم در یک زن که به تازگی  زایمان کرده است رخ می دهد و در 2 الی 3 ماه اول پس از زایمان بروز می کند. تغذیه جایگزین بالقوه ای در درک بسیاری از پارامتر های افسردگی می باشد و بیماری های روانی می باشد.مدارک و شواهد زیادی نشان می دهند که روی می تواند میزان افسردگی را در جمعیت های بیمار کاهش دهد. گزارشات حاکی از آن است که کاهش روی در ارتباط با کاهش تحرک و افزایش بی حالی است.مطالعات با استفاده از مدل های حیوانی این گزارشات را تائید می کند.این نتایج همچنین در مورد آهن و هورمون های جنسی نیزصدق می کند.با توجه به قابل دسترس بودن  و کم هزینه بودن این عناصر بهتر است که مادر تحت دز های درمانی این ها قرار گیرد(1و2و4و5).

منابع و ماخذ

 

 

1. Amin.Z, Canli.T, Effect of Estrogen-Serotonin Interactions on Mood and Cognition,page:47, (2011).

 2. Beard.J, Hendricks.M, Perez.M,Kolb.L,Berg.A,Feagans.L and ettal, Maternal Iron  Deficiency Anemia Affects Postpartum Emotions  and Cognition, Nutritional Epidemiology,(2005).

 3.  Cutter.W, craig.M, norbury.R,Robertson.D, withehead.M and morphy.D,in vivo effect of strogen on  human brain, page: 81, (2003).

 4. DiGirolamo.A and  Zea.M, Role of zinc in maternal and child mental health, page:943,(2011).

 5.  Etebary.S, Nikseresht.S, Sadeghipour.R, Zarrindast.M, Postpartum Depression and Role of  Serum Trace Elements, (2010).

6. Hendrick.V, Altshuler.L, suri.R, Hormonal Changes in the Postpartum  and Implications for Postpartum Depression, (1998).

 7. Knaak.S, What is Postpartum Depression, page: 1, (2009).

 8. Nguyen.P, Grajeda.R, Melgar.R, Marcinkevage.J, DiGirolamo.J, Flores.R and ettal, Micronutrient  supplementation may reduce symptoms of depression in Guatemalan women, page: 278, (2009).

                        

 

 

+ نوشته شده توسط پریسا رامرودی- فوق لیسانس فیزیولوژی در چهارشنبه سی ام فروردین 1391 و ساعت 10:39 |


Powered By
BLOGFA.COM